شخصیت حقوقی شرکت های تجاری:
در علم حقوق شخصیت حقوقی فقط خاص شرکت های تجاری مثل اشخاص خصوصی می باشه ،نیست بلکه درمورد کل اشخاص حقوقی خصوصی و عمومی میباشه.  پس درماده583قانون تجارت ایران برای شرکت تجاری شخصیت حقوقی قائله، شخصیت حقوقی یعنی این که شرکت صلاحیت حقوق و تکالیف و صلاحیت اجرای اون رو داره و این رو میدونی که از ویژگی های مشترک همه شرکت های  تجاری همین شخصیت حقوقیه… حتی در شرکتهایی که ثبت نشده اند و در قانون تجارت تشکیل نشده دارای ویژگی بالا میباشه.

 

شرکتای تجاری دارای شخصیت حقوقی:
قبلا گفتیم که در ماده583 ق.ت شرکت های ماده20 دارای یک شخصیت حقوقی مستقل میباشن که این روش در همه سیستم های حقوقی وجود نداره مثل اینه که در انگلیس؛ شرکت ها دارای شخصیت حقوقی مستقل میباشن واموال اونا متعلق به خود اوناست و مال شرکا نیست

و این شرکت موسوم به (partnership) که به این معنیه یک شرکت مختلط  میباشه که از شرکای تضامنیه و شخصیت حقوق نداره

درآلمان شرکت تضامنی و مختلط غیر سهامی فاقد شخصیت حقوقیه

در فرانسه همه شرکت های تجاری دارای شخصیت حقوقی میباشن، به غیر از شرکتی به نام (( participate یعنی شرکتی که در اون سرمایه در اختیار شرکا می باشه و شرکت یا می تونه از دید اشخاص ثالث مخفی باشه یا اگه آگاهی داره ثبت نشده.  وفق ماده 583 ق.ت کشورمون کل شرکت های تجاری دارای شخصیت حقوقین؛ به شرطی که طبق قانون ایجاد شده باشه و این شرکت ها همون شرکت های تجارتی میباشه مثل اینه که ماده 22 قانون دعاوی در مورد ورشکستگی شرکت های بازرگانی که مرکز اصلیش در ایرانه در مرکز اصلی شرکت اجرا میشه

گفتار دوم _ مبنای حقوقی، شخصیت حقوقی:
برای بهتر فهمیدن شخصیت حقوقی شرکت ها دوباره، شرح میدیم تا بهتر متوجه بشی! اول  به دو نظریه زیر تقسیم میکنیم:

یک/ نظریات درباره شخصیت اشخاص حقوقی
دو/ ماهیت شخصیت حقوقی شرکتای تجاری
 

1) نظریات شخصیت حقوقی اشخاص:
درمورد ماهیت شخصیت حقوقی سه نظریه مهمه که جلوتر توضیح داده می شه:

یک/ نظریه واقعی بودن شخصیت حقوقی .
دو/ نظریه فرضی بودن شخصیت حقوقی
سه/ نظریه دارایی اختصاصی
 

الف) درباره نظریه اولی:
طرفدارانی در آلمان و فرانسه داره و این رو میگه که هر گروهی که دارای اراده مستقله می تونه فعالیتی بیرون از گروه انجام بده و شخصیتی جدا از هر فرد، گروه داشته باشه.                                                                                                                                                                                                                                  پس می فهمیم که این شخصیته جنبه واقعی داره یعنی با اراده قانونگذار نیست.  در کل اون با ایجاد گروه تشکیل می شه و با ازبین رفتنشم رابطه گروه منحل می شه. اگه گروهی بتونه تعهدی رو قبول کنه و یا دارای حقیه که افراد گروه ایجاد کننده اونن؛ خواستار قبول عهده و میتونه دارای حق و حقوق باشه مثل زیر:

یک/ خواست یک شهرداری (خواست اعضای انجمن شهری)
دو/ خواست یک صنف (خواست اعضای اون صنفه)
نهادهایی که اراده گروهی رو نشون میدن، اراده افرادی از داخل گروه داراست یعنی که اونا رو وادار به انجام کاری خاص کرد و اون فردم از خودش اراده ای نداره که مخالفش باشه! یک مثال براتون میزنم نهادی کودکان صغیر رو اهلیت انجام یک معامله بدونن و براشونم شخصیت حقوقی قائل بشه این درجایست که اونا از حق قانونی برخوردارن

ب) نظریه دومی یعنی فرضی بودن شخصیت حقوقی:
این نظریم طرفدارانی در آلمان و فرانسه داره و این رو میگه که فقط اشخاص حقیقی شخصیت حقوقی واقعی دارن و دیگر موجودات مثل حیوانات و اشیاء نمی تونن حق برخودار، باشن جز اینکه قانونگذار بخواد!

۱) قانونگذار شخصیت حقوقی در گروهها رو به رسمیت نمی شناسه و فقط شخصیت  حقوقی رو برای اعضای گروه می دونه
۲) این شخصیت در گروه وجود خارجی نداره و فقط قانونگذار موظف برای راحتی ارتباط های گروه با اشخاص ثالث دیگه، می باشه
3) فقط قانونگذار می تونه بگه کدوم گروه دارای شخصیت حقوقیه و فقط اوست که می تونه شخصیت رو از گروهی پس بگیره و همچنین این نظریه در حقوق ایران جا افتاده و مورد قبول شدست
 

ج) نظریه دارایی اختصاصی:
به عقیده حقوقدانان فرانسه مثل پلانیول (در حقوق مدنی) و برسلمی (درحقوق اداری) شخصیت حقوقی فقط برای تصرف یک دارایی جمعی-ه که برای هدفی خاص در گروه اختصاص می شه

یک/ اعضای گروه حق تصرف در این دارایی اختصاصی این فرد رو ندارن
دو/ با شخصیت حقوقی دادن به دارایی اختصاصی، تصرف گروه  در اون دارایی میسر می شه و معامله با اشخاص ثالث ممکن می شه
سه / با استفاده از نظریه دارایی اختصاصی قانونگذار فرانسه شرکت تک شریک رو رسمیت می شناسه.
قانونگذار فرانسه با استفاده ی لفظ شرکت درباره ی شخصیت حقوقی بر این باوره که شخصیت هر آدمی به شخصیتش، فرد هستش و نه به اشیاء و سرمایه خودش. مثل؛ شرکت سهامی عام و شرکت سهامی خاص که جدا کردن اموال جمعی شرکا رو از دارایی تک تک  افراد گروه انجام میده

 

 

2) ماهیت شخصیت حقوقی شرکتای تجارتی:
شرکت شخصیت حقوقی داره یک نظریه خیلی قدیمی می باشه ودر حقوق انگلیس اون شخصیت شرکت ها وقتی که موقع ثبت معلوم می شه و به اصطلاح خارجی (اینکورپوریشن) معنی کلمه شکل و جسم می باشه، یعنی اینکه شرکت با این اقدام تشکیل می شه

یک / در حقوق ایران هم با پیروی از فرانسه شخصیت شرکت اقتباسیه، در شخصیت حقیقی شرکت نام داره و همچنین اقامتگاه و تابعیت واهلیت
دو/ در ماده583 ق.ت تمامی شرکتهای تجاری دارای یک شخصیت حقوقی می باشن، مثلاً؛ اگه قانونگذار برای یک گروه شخصیت حقوقی رو انتخاب کنه و یعنی که گروه هیچ شخصیت حقوقی نداره و فقط باید قانونگذار اونو به گروه ببخشه
 

آیا میدونی شخصیت حقوقی از ۳ نظر با شخصیت اشخاص حقیقی فرق داره؟
 

یک/ هرانسانی دارای روح وجدان و احساساته ولی اینا در شرکت وجود نداره!
دو/ شرکت، شخصیت حقوقی کامل نداره زیرل فقط به موضوع اون در اموری خاصی دارای حق وتکلیفه،  مثل؛ صادرات واردات، حق العمل کاری وغیره
سه/ درنتیجه شرکتی که موضوع فعالیتش فقط خرید و فروش کالای پلاستیکیه نمی تونه در امور راه و جاده سازی دخالتی کنه و موضوع شرکت در موجودیتش تاثیری نداره!
شخصیت حقوقی شرکت یک ویژگی بهتریم داره، اونم اینه که می تونه با ضروریات عملی مطابقت داشته باشه.

این شخصیت می تونه هم ثابت و تغییر ناپذیرباشه مثل؛ اینه که تغییر شکل شرکت باعث ازبین رفتن شخصیت حقوقی شرکت و ایجادش نمی شه وتغییرموضوع تاثیری در این شخصیت شرکتم نداره

*نکته: تغییرشخصیت شرکا باعث تغییر شخصیت شرکت نمی شه و این شخصیت حتی بعد از انحلال شرکتم پابرجا می مونه

برعکس اون شخصیت شرکت برای حفظ منافع اشخاص دیگه نابود می شه، مثل وقتیکه شریک بدهکاره و مالشم فقط حصه می باشه و پس طلبکارم  می تونه سهم شریک رو از شرکت بگیره

خلاصه شخصیت حقوقی:
همونجور قبلا با هم یاد گرفتیم، وقتی که چند نفر سرمایه خود رو جمع می کنن با هدف همکاری و سود کردن و تقسیمش بین خود می گذارن

پس حالا میخایم شخصیت حقوقی شرکت رو بگیم چی هستش؟

ضرر از سهام شرکا توی شرکت یک نوع دارایی رو ایجاد می کنه که، از افراد اون موجودیت جدایی داره و موجودیت ازهمه امکانات برخور داره تا معاملات لازم رو انجام بده که به بهش شخصیت حقوقی مستقل گفته می شه! در آخر هر فردی  حقوق و تکالیفی داره که قانون براش قائل  شده؛ حقوق  بالطبیعه هم فقط مخصوص انسانه، مثل؛ حق یا وظایف مختلف

گفتار سوم  _ آغاز شخصیت حقوقی شرکت:
شروع این شخصیت وقتیه که شروع تعهدات شرکت رو تعیین می کنه وتا قبل این شخصیت نمی شه تعهدات رو که شریکان برعهده دارن برعهده شرکت گذاشته بشه چون شرکتی وجود نداره

در کشورای اورپایی و (آنگلوساکسون) برای شخصیت حقوقی یک سرآغاز تعیین شده و زمان ثبت شرکت تجارتی شروع می شه و این قاعده در تمامی شرکت های مدنی و تجاری انجام می شه

درماده 583 ق.ت اومده که؛ کل شرکتای تجاری دارای شخصیت حقوقین، ولی این رو نمیگه که از چه وقتی این شخصیت شروع می شه!